عاشقونه
کاش میدونستی عذابی که تو به دادی و هیچ کس نمی تونست بهم بده هنوزم دوست دارم با اینکه می دونم گناهه با اینکه ماله من نیستی و نمی شی دیگه هیچ وقت... دلم خیلی با تو بودن و خواست اما تو نداشته هام و دیدی و روزی هزار بار به خودم می گم واقعا داشته هام چرا واست کافی نبود؟ و هزار تا چرایه دیگه که بارها و بارها مرورشون کردم و می کنم... می بینم خیلی چیزا رو، توام ببین... چرا؟ چرا خدا... من که کم نذاشتم، من که کم نداشتم... چه کردی با من؟ چرا همه ی غما رو دادی به من؟ بقیه چی پس؟ می خوای خم شم؟ می خوای بشکنم؟ آیا دردی سنگین تر از اینا هم هست؟ کاش کسی و داشتم که وقتی بهش می گم قلبم تیر می کشه، بهم بگه: چرا عزیزم؟ کاش یکی بود تا دستم و که سردن محکم فشار بده و بهم بگه: من تکیه گاهتم، می تونی تکیه کنی بهم... کاش اینقدر احساس پوچی نمی کردم خرابم نکن عذابم نده چرا این همه سردی ، چی شده؟ یه حرفی بزن نگاه کن به من دارم خسته می شم ، جوابم بده نذار کم بشم نخواه گم بشم یا حرف و حدیثای ِ مردم بشم با احساس موندن به من جون بده نجاتم از این حال ِ ویرون بده نذار دق کنم ، خسته شم ، بشکنم ببین چشمم و عاشق ِ این منم نگو دیر و دورِ ، نگو بی منی داری با سکوتت من و می شکنی چی کار کردم این جوری دل سنگ شدی؟ تو رویای ِ عشقم ، چی بی رنگ شدی چی شد بی من از لحظه ها رد شدی چی شد خوبه من این قده ِ ، بد شدی؟ اون حلقه که تو دستته طنابه اعدامه منه ستاره ی غرقه به خون تو سفره ی شامه منه تو اون جا غرقه زندگی من این جا غرقه مردنم مثله یه دیوونه دارم اشک می ریزم جون می کَنم... از خونه بیرون می زنم طاقته موندن ندارم باید بیام ببینمت، یه هدیه ای برات دارم چقدر شلوغه کوچتون ببین چه شور و حالیه اما تو سفره عقدتون جایه یه چیزی خالیه فقط بذار نگات کنم، چیزی نگو، حرفی نزن بی دعوت اومدم ، ببخش مهمون ِ نا خونده ، منم خواستم کناره تو باشم، لحظه ی پَر پَر زدنم چیزی برام نمونده که وصلم کنه به این زمین غیر ِ یه رگ که بعد تو، پاره می شه فقط همین چشمات و رویه من نبند نترس دارم، تموم می شم رو سفره ی عقدت می خوام گلای قرمز بپاشم ... دیگه واسه همیشه رفت. وقتی که او رفت، من با دو چشمه خویشتن دیدم که ، جانم می رود... خدایا؟ دیدی؟ داری می بینی؟ آره؟ خدایا؟ زخمه دستمو می بینی؟ دستامو می بینی که اینقدر درد می کنن؟ خدایا؟ دردامو به کی بگم؟ به کی بگم که ناراحتم؟ به کی بگم دارم دق می کنم؟ به کی بگم دردامو؟ خدایا؟ می بینی اشکامو که بی ارادم سرازیرن؟ خدایا؟ کجایی؟ دلم سیاه شد... خدایا؟ کجایی؟ عدالتت کجاست؟ کسی هست که من و یاری کنه؟ کسی هست که من و ببینه؟ کسی هست دردام و حس کنه؟ کسی هست که بفهمه که وقتی می گم خسته ام، یعنی چی؟ به گوشت می رسه روزی که بعد از تو چی شد حالم... چه جوری گریه می کردم، که از تو دست بردارم نشد گریه کنم پیشت نخواستم بد شه رفتارم نمی خواستم بفهمی تو که من طاقت نمی یارم... دلم واسه خودم می سوخت، برای قلب درگیرم یه روز تو خنده هات گفتی تو می مونی و من می رم سرم رو گرم می کردم، که از یادم بره این غم ولی بازم شبا تا صبح، تو رو تو خواب می دیدم نمی دونستی اینا رو چرا باید می فهمیدی؟ من و دیدی ولی ۱بار ازم چیزی نپرسیدی...
| www . night Skin . ir |



