|
کاش این زندگی رنگ ِ دیگه ای بگیره واسم ... کاش این همه روزمرگی تموم شه و دوباره چشام واسه دیدنش بباره ... کاش زندگی بی تو قشنگ تر از زندگیه با تو ، شه واسم ... کاش خدا این تنهایی و از لحظه هام بگیره ... کاش همه چی واسم یه رویا ، خاطره و تنهاییاش یه شیرینیه دوست داشتنی شه ... کاش وقتی بهت فکر می کنم ، می دونستم قلب ِ توام بی قرارمه توی ِ تنهاییات ... کاش با احساس ِ تو یه زندگیه دیگه ای می ساختم ، کاش می دونستی فکرت آرومم می کنه ... من به آرامش ِ در کنارت احتیاج دارم واسه ی همه ی لحظه های ِ باقی مونده ی این زندگیه سرد من به شنیدن ِ کلمه ی دوستت دارم با طنین ِ زیبای ِ صدات محتاجم ... خدایا این تنهایی از کجاست ؟ خدایا چرا آرومم نمی کنی ؟ خدایا مگه حرفام و نمی دونی ، مگه نمی دونی بی قرارشم ، مگه نمی بینی تنهاییمو ؟ مگه توی ِ این ۱۸ سال زندگیم ، چه گناهی مرتکب شدم که باید هر شب با یه دنیا افسوس و آه و گریه و افکار ِ پریشون بخوابم ؟ من که خطایی نکردم ... پس کجاست ؟ نمی دونه یا نمی خواد بدونه که چقدر پریشونم ؟ خدایا تویه این لحظه ها ، تنهام نذار ... دستم و بگیر ، آرامشتو بهم بده ...
بعد رفتنت عزیزم بس که تنهایی کشیدم ، قامتم خمیده از بس عشقتو به دوش کشیدم ... تو غمه بی هم زبونی خیلی کُشتم ، لحظه هام و روی ِ برگه های شعرم ، خالی کردم عُقده هام و خاطرت جمع ، هر جا باشی ، توی ِ غربت یه کسی هست خاطراتت زندگیشه ، اون غریبه خاطرت هست ؟ اون که تو ، هفت آسمونش یه ستاره هم نداره اون منم که دل خوشیشه ، گل ِ من کسی رو داره ... مثله دیگرون نبودم سر ِ راهت و نبستم می دونستم نمی یای و چشم به جاده ها نشستم ... خاطرت جمع تو دل ِ من تو حسابت پاکه پاکه ... این خطایه دله من بود ، اون که افتاده به خاکت ... تو روزایی که نبودی نمی دونی چی کشیدم ... صبح تا شب زخمه زبون از هر غریبه ای شنیدم ... گل ِ من سرت سلامت ، تو که خوش باشی ، غمم نیست این همیشه آرزومه ، پس دلیل ِ ماتمم نیست ... دیگه از گریه گذشته ، به جنون کشیده کارم تو که خوشبختی عزیزم دیگه غصه ای ندارم ... " واسه همیشه رفتم " خداحافظ عشق ِ آخرم
دلم گرفته ... کاش تو بودی ، بودی پیشم ... تویی که مرحمه همه ی دردامی ... دلم می گیره ، دلم می خواد بترکه وقتی یادِ اون شب می یوفتم که بی علاقگیت و با تمومه وجود حس کردم و تو هر ثانیه هزار بار شکستم و خودم و واسه عشق ِ یه طرفم نفرین کردم ... چه حالی داشتم ... چه نفرتِ عجیبی تویه وجودم بود یه بغض ِعجیب که بعد از مدت ها ترکید و تو نفهمیدی واسه دله شکستمه ... یه حس ِغریب ، یه احساس ِ پر پر شده ، یه شکستِ بزرگ ... کاش حداقل یه بار حالم و می پرسیدی ... الان دیگه مطمئنم ، واست هیچم ... می دونم همه ی هدفت همین بود و الان خوشحالی ... درد دستم ، با قطره قطره ی اشکم اوج می گرفت و تو این و نفهمیدی ... خودم و واسه ی این عشق ، این احساس ِ یه طرفه ، نمی بخشم خدااا
دلم از روزی که رفتی ، دیگه همسایه نداره ... کاش کاش کاش درکم می کردی ... کاش یه ذره ، یه ذره ... آره . دلم تنگه ... آره بدونه عشقت ، هیچم ...
بارون می یاد و با هر قطرش ، دلم می لرزه ... دارم از دوریت دیوونه می شم ، فکر ِ از دست دادنت هر لحظه بیشتر می شکنتم ... فکر نبودنت توی ِ دنیام ، توی ِ روزام ، هر لحظه تنهاترم می کنه ... کاش یه کم احساسمو ، غمامو ، تنهاییامو باور می کردی ... هر لحظه تنهاییم ، حسی که بهت دارم ، عشقم زیادتر می شه ... کاش تو که تنها دلخوشیه روزام و لحظه هام بودی ، دلخوشیه عشقت و علاقم و به خودت ، ازم نمی گرفتی تا الان اینقدر احساس ِ پوچی نکنم ... وقتی نیستی ، امیدی ندارم ، عشقی ندارم ... جز تو حتی به خودم اجازه نمی دم ۱ لحظه به غیر ِ تو فکر کنم ... وقتی نیستی هر شب آرزوی ِ مرگ می کنم ... بدون ِ تو و عشقت ، دارم توی ِ این روزا ذره ذره آب می شم ... خیلی تنهام ، خیلی بی کسم بدون ِ تو ... خنده هام و نبین ، خوشیایه ظاهریمو نبین ، همش تظاهره ... من بدون ِ تو تنهاترینم ،،، یه تنهام که بدون اگه نباشی ، دیگه نیست ...
می دونی چند وقت ِ از ته دلم نخندیدم ؟ می دونی دیگه دلم با یه خنده شاد نمی شه ؟ می دونی هر شب گریه می کنم ، گریه می کنم که چرا عاشقتم ... گریه می کنم واسه دل ِ تنهای ِ تنهام که هیچ کس مرحمش نیست ... تو می دونی ، می دونی دارم دیوونه می شم ؟ می دونی فکرت یه لحظه از ذهنم بیرون نمی ره ؟ می دونی تموم ِ لحظه هام هستی یا فکر می کنی دارم تلقین می کنم ؟ می دونی و می تونی احساسمو درک کنی ، اصلا می تونی یه لحظه باورم کنی ؟ فکر نمی کنم ...
آره خوب . شاید دارم نابود می شم ، شاید دارم خودم و با فکر و خیالاتم دستی دستی نابود می کنم هر چند این یه آرزوی ِ بزرگ ِ واسم ... احساس ِ بی ارزشی واسه کسی که دیونشی ، احساس ِ مرگ و به آدم می ده ، احساس ِ پوچی و بی هدفی ... کاش می تونستی وسعت ِ تنهاییمو درک کنی ، کاش می دونستی این روزا چه حسی بهت دارم ... دلم نمی خواد به این فکر کنم که بهت نمی رسم ، به اینکه واسم ارزشی قائل نیستی ، بهم عشق و احساسی نداری ... دلم می خواد تا ابد عاشقت بمونم ، دلم می خواد دیوونت بمونم ... آره هنوزم دوستت دارم ، دیوونه وار ...
من دیگه مال ِ تو نیستم ، دیگه تو فال ِ تو نیستم واسه پرواز ِ غرورت ، من دیگه بال ِ تو نیستم من یه اتفاق ِ تلخم ، من یه فنجون ِ شکستم گریه کردم و از اشکام پُر شدم ، آخر شکستم من به دست ِ تو شکستم ... من دیگه باور نمی کنم تورو حالا هر جا که می خوای بری ، برو من یه راه ِ نا تمومم یه اسیر ِ نیمه جونم نخواه باورت کنم باز ، دیگه اصلا ً نمی تونم دیگه هیچ وقت نمی تونم ...
|
About![]()
خدا ما رو برای هم نمی خواست ... Archivesدی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Links
مصطفی جونممم |